السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
47
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
متن دوم متن دوم ، وضعيت امّت را بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله مُجسَّم مىسازد و اينكه خليفه ، اختلاف مردم را به اختلاف نقل از آن حضرت ارجاع داد ؛ زيرا گفت : « شما از رسولخدا احاديثى را بر زبان مىآوريد كه در آنها اختلاف داريد ، مردم بعد از شما اختلافشان شديدتر است » . و حديث ابن أبى مُلَيْكَه - گرچه از مراسيل است - ولى در كلام بزرگانى آمده است كه مُتعَرِّض منع تدوين سنّت شدهاند ، و اشاره دارد به اينكه اعتماد بر نقل حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله وسيلهاى براى ستيز با خلفا گشت « 1 » . فقدان پيامبر به سرعت در ميانِ مسلمانان اثر گذاشت و آنان ضرورت حفظ سنّت و شناختِ احكام دين را كه پيامبر صلى الله عليه و آله ( به امّت ) رساند ، احساس كردند ؛ به همين جهت از پيامبر صلى الله عليه و آله حديث مىكردند تا احكام دين نشر يابد و از تلف و نابودى حفظ شود . صحابه به اعتبارِ اينكه نسل اول مسلمانان بودند ، مُلزم بودند احكام را براى مردم بيان دارند و آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدهاند براى نسل جديد - كه تابعين ناميده مىشدند - روايت كنند ؛ زيرا آنها نياز شديدى به شناخت احكام دين از لا به لاى اقوال و افعال و تقريراتِ پيامبر ، داشتند و اين كار برايشان فراهم نمىآمد مگر با دريافتِ حديث از ياران صالح پيامبر صلى الله عليه و آله كسانى كه بعد از قرآن به منزله حافظه زنده رسول خدا صلى الله عليه و آله به شمار مىآمدند . ابوبكر به اين نياز دينى مُبرم از سوى تابعين و به وجوبِ پاسخگويى از سوى صحابه ، آگاهى داشت و نيز ميزان ضرورتِ آن را مىدانست ؛ اين تعبير در سخن وى كه گفت : « فمَن سَألكم فقولوا . . . » ( هركه از شما پرسيد ، بگوييد . . . ) گوياى اين امر است . به هر حال ، نياز به نقل حديث از سويى و وجود اختلاف در روايات از سوى ديگر ، امر مهمّى بود كه ناگزير مىبايست به روشى حل شود .
--> ( 1 ) . در صفحات آينده ، اين مطلب ، با عدد و رقم روشن خواهد شد .